حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

70

شرح دعاى صباح ( فارسى )

إلهى هذه ازمّة نفسي قد عقلتها بعقال مشيّتك . ازمّه جمع زمام به معنى افسار است و جمعيّته به اعتبار اختلاف و تشتّت هواهاى نفسى است و اثبات زمام از براى نفس استعارهء تخييليّه « 1 » است . عقل به معنى بستن است ، عقال ريسمانى است كه به زانوى شترى بندند و اضافهء او به مشيّت از قبيل اضافهء صفت به موصوف است مثل لجين الماء . يعنى : بار خدايا اين افسارهاى نفس من است كه بستم آنها را به مشيّت و خواست تو و قرار دادم خواست تو را به منزلهء زانوبند نفس خودم و اين كلام كنايه [ 1 ] است از رضا و تسليم و انقياد از براى خواست او . بدان كه مشيّت و اراده يك چيز است و گاهى فرق گذاشته مىشود بين اين دو به دو اعتبار : يكى آنكه مشيّت گفته مىشود نسبت به شيئيّت شيئى و اراده گفته مىشود نسبت به وجود شيئى و ديگر آن كه مشيّت كلّى است مثل اينكه ارادهء حج رفتن مشيّت است و ارادهء منازل مخصوصه و قدمهاى مخصوص را اراده گويند و از اين جهت گاهى يكى در مقابل ديگرى ذكر مىشود . كما ورد إنه علم و شاء و اراده ، [ 2 ] با آنكه همه عين ذاتند و ذات واحد و بسيط است و امّا تحقيق آنكه اراده چطور عين ذات است ، با خلاف بعض كمّلين [ 3 ] و صريح بعض اخبار بر حدوث اراده اين مختصر را گنجايش و محلّ آن نيست . و هذا [ 4 ] أعباء ذنوبى قد درأتها برأفتك و رحمتك . اعباء جمع عبأ ، بالكسر به معنى حمل و سنگينى ، درأ به معنى دفع كردن و رأفت ارّق از

--> [ 1 ] در اينجا مشيّت ( مستعار له ) به شتر ( مستعار منه ) تشبيه شده و عقال ( لفظ مستعار ) كه از لوازم شتر است ، براى مشيّت اثبات گرديده است . بنابراين استعاره از نظر طرفين ، استعاره بالكنايه است و همچنين به خاطر اثبات يكى از لوازم مستعار منه براى مستعار له ، تخييليّه مىباشد . [ 2 ] در روايات گاهى چنين آمده است : خداوند از فلان چيز آگاه بوده و مشيّتش بدان تعلّق گرفته و آن را اراده فرموده است . [ 3 ] كمّلين جمع كمّل بر وزن فعّل از اوزان صيغهء مبالغه ، يعنى افراد بسيار كامل و نخبگان از فلاسفه و دانشمندان . [ 4 ] در مفاتيح الجنان « هذه » ضبط شده و طبق قاعده نيز چون مشار إليها مؤنّث است ، بايد هذه باشد . ( 1 ) به پاورقى شمارهء 2 ، صفحهء 14 مراجعه شود .